| بدون شک برخورد صبورانه يکي از موثر ترين روشهاي برخورد با ناملايمات و سختي هاست ، و به همين دليل پيامبر عزيز اسلام از طرف خداوند مأمور به صبر بود. در ادامه نمونه هائي از آيات وحي را در همين مورد آورده ايم 1) سوره يونس، آيه 109. نويسنده: مجيد | سهشنبه 30 مرداد 1386 ساعت 10:21 صبح | |
| نظرات ديگران نظر |
| ـ اي جامه بخود پيچيده ـ برخيز و انذار کن (آيات ١و ٢/ سوره مدثر) .... و آنگاه که عيسي پسر مريم گفت: اي بني اسرائيل بدرستي که من فرستاده خدايم بسوي شما، تصديق کننده آنچه که پيش از من بود از تورات و مژده دهنده رسولي که بعد از من مي آيد با نام او احمد است.... (صف/ آيه 6) روزگاري بود ميوه اش فتنه، خوراکش مردار، زندگي اش آلوده، سايه هاي ترس شانه هاي بردگان را مي لرزاند. تازيانه ستم، عاطفه را از چهره ها مي سترد. تاريکي، در اعماق تن انسان زوزه مي کشيد و دخترکان بي گناه، در خاک سرد زنده به گور مي شدند. و در اين هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ايستاد و زمين در زير پاهاي او استوار گرديد. آن شب، شب بيست و هفتم رجب بود. محمد غرق درانديشه بود که ناگهان صدايي گيرا و گرم درغار پيچيد: بخوان! ـ محمد درهراسي و هم آلود به اطراف نگريست! صدا دوباره گفت:بخوان! ـ اين بار محمد بابيم و ترديد گفت: من خواندن نمي دانم. صدا پاسخ داد: ـ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد، آدمي را از لخته خوني آفريد، بخوان و پروردگار تو را ارجمندترين است، همو که با قلم آموخت، و به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت......... و او هر چه را که فرشته وحي خوانده بود باز خواند.
ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد دل رميده ما را انيس و مونس شد
بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
فداي عارض نسرين و چشم نرگس شد
گداي شهر نگه کن که مير مجلس شد
که طاق ابروي يار منش مهندس شد
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد کرشمه تو شرابي به عارفان پيمود که علم بي خبر افتاد و عقل بي حس شد چو زر عزيز وجودست شعر من آري قبول دولتيان کيمياي اين مس شد خيال آب خضر بست و جام کيخسرو بجرعه نوشي سلطان ابوالفوارس شد زراه ميکده ياران عنان بگردانيد چرا که حافظ از اين راه برفت و مفلس شد نويسنده: مجيد | سهشنبه 16 مرداد 1386 ساعت 11:48 صبح | |
| نظرات ديگران نظر |
| فرخنده ميلاد کعبه زاد حماسه و مهرورزي، مولود کعبه، مولي الموحدين حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام بر ييروانش خجسته باد زيباترين ولادت: تنها کسي که در داخل خانه خدا بدنيا آمد، اوست. زيباترين نام: بنا بر روايات متعدد، نام علي مشتق از نام خداست. زيباترين معلم: علي تربيت شده دست پيامبر (ص) بود. زيباترين سخنان: به تعبير بسياري از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کريم است. واکنون بخشي از زيباترين اوصاف پيامبر(ص) از زبان علي (ع) وصف راستين و حقيقي حضرت رسول(ص) را بايد در کلام اميرالمومنين جست. اين توصيفات چنان لطيف و چنان ژرف اند که آدمي را در برابر سحر کلام و عمق معنا به تعجب واميدارند. در ادامه خطبه 87 توصيف حضرت رسول را چنين مي خوانيم: " او پيشواي کسي است که راه پرهيزکاري پويد… چراغي است که پرتو آن دميد و درخششي است که روشني آن بلند گرديد، و آتش زنه اي است که نور آن درخشيد. رفتار او ميانه روي در کار است و شريعت او راه حق را نمودار. سخنش حق را از باطل جدا سازد و داوري او عدالت است."
نويسنده: مجيد | پنجشنبه 4 مرداد 1386 ساعت 10:7 صبح | |
| نظرات ديگران نظر |
| اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائک بر زمين نزول مي کنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذکر شده است که فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است: روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امکان و بلا مانع بودن- روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد، ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به يک سلام ختم مي شود و در هر رکعت يک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده رکعت به اتمام رسيد، هفتاد بار ذکر "اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر "سبوح قدوس رب الملائکة و الروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلي الاعظم" گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد. پيامبر اکرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: کسي که اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو کيستي؟ به خدا سوگند که من صورتي زيباتر از تو نديده ام و کلامي شيرين تر از کلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افکند. نويسنده: مجيد | يکشنبه 24 تير 1386 ساعت 11:14 صبح | |
| نظرات ديگران نظر |
| روزهايى بس شيرين و بهيادماندنى و تاريخ ساز پيامبر را نمىتوان با الفاظ و سخنان ناقص انسانهاى ناقصتوصيف و تعريف کرد. و اکنون ملايمتي چند با صاحب : مولايم ! در کدامين جمعه مي آيي ؟ درشگفتم از آن که کوه را ميشکافد تا به معدن جواهر دست يابد و خويش را نمي کاود تا به مخزن حقايق برسد . اين آدم نماها که از خوردن گوشت بره ي گوسفند تا بدين اندازه درنده اند اگر که گوشت گرگ و پلنگ را برآنان حلال مي فرمودي چه مي شدند؟! واي بر ما که اگر از تو نترسيم و از ما بترسند... باز هم جمعه باز هم نا اميد شدن از انتظار باز هم نيامدن معشوق... آيا رنج و درد انتظار حق اين عاشقان است؟؟؟؟!!!!! اي جان من به فداي تو اگر نديده رويت را بميرم چه کنم ؟؟؟؟
نويسنده: مجيد | جمعه 15 تير 1386 ساعت 11:59 صبح | |
| نظرات ديگران نظر |
|
بسم الله النور.به نام خداوندي که نور است و خالق نور اي بتول بيداري و بزرگواري! سخنانت در زيبايي و عمق به وحي مي ماند، رفتارت، آينه خلق و خوي "رسول الله"، قلب مهربانت، پناهگاه حسن و حسين و تکيه گاه شير خدا بود. وجودت، يادآور محمد بود، سجودت، فرشتگان و قدسيان را به تسبيح و تقديس وا مي داشت، رضايت، رضاي خدا و رسول بود و خشم و غضبت، خشم پروردگار! داناي رازها بودي و عالمه غير معلمه! اي چشمه سار حکمت، درياي بيکران خصال نکوي تو از "دانش" و "وفا" و "حيا" موج مي زند! در چهره ات حياي محمد (ص) نهفته است، در گفته ات، کلام پدر هست جلوه گر، اي مادر پدر! اي فاطمه!... عشق را هم ز تو بايد آموخت، و مناجات و عبوديت را، و صميميت را، و خدا را هم، بايد از کلام تو شناخت، که خانه دل از نام تو عرفان دارد. سلام بر تو اي ژرفاي آفتاب آفرينش! واکنون ملايمتي اندک با مادر :
مادر اي اسوه پايداري، اي عصاره صبر و استقامت، آنگاه که پنجره نور بسوي من بازشد ، من درميان نگاه ها چشم هاي تو را ديدم. آنگاه که در گوشم اذان مي گفتي، من محرابم را سجاده عشقت کردم. آنگاه که تو چشم در چشمم دوختي، و از شير جانت به من دادي، تو را الهه آسماني ديدم. آنگاه که مانند پروانه به دورم مي گشتي وپرهايت مي سوخت وآه نمي کشيدي من عاشقت شدم و ديوانه وار نگاهت مي کردم.وحال چگونه من اين همه عظمت را سپاس گويم،و تنها هديه ام به تو اشک هايم باشد باغبان من باش! من آن نگاه سبز ياس سپيدم. رويشي بي دغدغه بر سنگ بوته هاي عقيق و گلوگاه فرياد يک غرور بر آواز هاي مغموم حنجره ات . بر آستان مخمل ديدگانت مرا فرياد کن و بر شمعداني گل هايت مرا برويان باغبان من باش
نويسنده: مجيد | دوشنبه 11 تير 1386 ساعت 12:5 عصر | |
| نظرات ديگران نظر |
| يک فلش زيبا که مي توانيد سورس آن را در پائين دريافت کنيد و فقط کافي است آن را در flash MX باز کنيد و عکسهاي مورد دلخواه خود را جايگزين کنيد و بعنوان لوگو يا بنر در سايت خود استفاده کنيد . توجه کنيد براي ديدن فايل فلش زير حتما flash player 8 روي سيستم نصب باشد چون با player7 ديده نميشود . دريافت سورس با حجم 83 کيلو بايت کاش اي کاش ميشد با حرارت خورشيد ريشه هاي بيگانگي و ترديد را سوزاند ..اي کاش ميشد از قفس تنگ حسرت و اندوه به آسمان آبي آرزوها پر کشيد و بر بالاترين قله ايثار و مهرباني آشيانه ساخت .اي کاش ميشد با ريشه هايي از ايمان يا شاخه هايي از اعتماد و يکدلي با برگ هايي از تقوا و گلبرگ هايي از صفا و صميميت با هر چشمه ايي از عاطفه و مهر ومحبت در ميان بوستاني از گذشت ومهرباني و دور از نامهرباني ها زندگي کرد نويسنده: مجيد | شنبه 2 تير 1386 ساعت 11:57 صبح | |
| نظرات ديگران نظر |
: جستجو